هر سال با شروع فصل سرما، بار دیگر مراجعههای غیرضروری برای تزریق سرم در مراکز درمانی اوج میگیرد، در حالی که تجربه سالهای گذشته نشان داده این روش نه تنها در درمان سرماخوردگی ویروسی نقشی ندارد، بلکه باعث عفونت، کاهش خطرناک سدیم خون و حتی تشنج در کودکان شده و دسترسی بیماران بدحال به خدمات تزریقی را محدود کرده است.
هر سال با آغاز موج سرماخوردگی، شاهد ازدحام جمعیتی در درمانگاهها و اورژانسهای بیمارستانهای کشور هستیم؛ اما آنچه این روزها بیش از گذشته نگرانکننده شده، تقاضای گسترده برای تزریق سرم بدون هیچ نشانه پزشکی مشخصی است.
بسیاری از افراد همچنان بر این باورند که وصل کردن سرم میتواند ضعف و بیحالی ناشی از ویروسها را به سرعت رفع کند و آن را نوعی «انرژیدرمانی» سریع میدانند.
این در حالی است که متخصصان عفونی و داروسازان بالینی بارها تأکید کردهاند که هیچ مطالعه علمی خاصیت ضدویروسی یا انرژیزای فوری برای سرم تأیید نمیکند و در واقع سرم صرفاً یک حامل برای انتقال آب، الکترولیتها یا داروها به جریان خون است.
بر اساس تجربیات ثبتشده در بیمارستانهای آموزشی و مراکز درمانی طی سالهای گذشته، موارد متعددی از عوارض جدی ناشی از تزریق بیضابطه سرم به چشم میخورد.
در برخی پروندههای بالینی، بیماران پس از دریافت سرمهای غیرضروری دچار عفونت و آبسه در محل تزریق شدهاند که در مواردی نیاز به تخلیه جراحی و آنتیبیوتیکدرمانی طولانی پیدا کردهاند.
همچنین واکنشهای حساسیتی از کهیر ساده تا شوک آنافیلاکسی نیز گزارش شده است. اما خطرناکترین عارضه، به تجویز سرمهای بدون سدیم یا کمکربوهیدرات با حجم بالا در مدت کوتاه مربوط میشود. در چنین شرایطی، سدیم خون بیمار به سرعت افت میکند و هیپوناترمی حاد ایجاد میشود. این اختلال الکترولیتی میتواند باعث تهاجم آب به سلولهای مغزی، ادم مغزی، تشنج، کما و حتی مرگ شود. نکته هشداردهندهتر اینکه در کودکان به دلیل نابالغی سیستم تنظیم کننده آب و الکترولیتها، احتمال بروز هیپوناترمی و عوارض عصبی ناشی از آن چندین برابر بیشتر از بزرگسالان است.
فراتر از خطرات فردی، این رویه غلط آسیب سیستمی جدی نیز به همراه دارد. تجربه سالهای همهگیری و اوجگیری بیماریهای ویروسی نشان داده که اشغال صندلیهای بخش تزریقات و تختهای اورژانس توسط بیمارانی که صرفاً برای دریافت سرم بدون اندیکاسیون مراجعه کردهاند، دسترسی بیماران واقعی و بدحال را با مشکل مواجه کرده است.
پزشکان شاغل در اورژانس بارها روایت کردهاند که چگونه یک بیمار مسن با کمآبی شدید ناشی از اسهال و استفراغ، یا یک کودک دچار شوک عفونی، مجبور شده برای شروع درمان ضروری وریدی دقایق طلایی را در صف انتظار بگذراند، در حالی که چند تخت تزریق به افرادی اختصاص یافته بود که تنها به دلیل احساس خستگی مختصر ناشی از سرماخوردگی ساده، درخواست سرم داشتهاند. به عبارت دیگر، تزریق بیرویه سرم نه فقط به خود فرد آسیب میزند، بلکه حیات سایر بیماران نیازمند را نیز به خطر میاندازد.
به گفته کارشناسان، تجویز سرم تنها در شرایط مشخص و محدودی ضرورت دارد؛ از جمله اسهال و استفراغ شدید که منجر به کاهش حجم خون و دهیدراتاسیون قابل توجه شده باشد، سوختگیهای وسیع، ناتوانی کامل در خوردن و آشامیدن به هر دلیلی (مثل برخی بیماریهای عصبی یا پس از جراحیهای سنگین)، شوک با هر علتی و مواردی که بیمار قادر به جذب خوراکی مایعات نیست. بر اساس دستورالعملهای پزشکی معتبر، سرماخوردگی ساده، خستگی عمومی پس از یک روز کاری، ضعف زودگذر ناشی از گرسنگی یا بیخوابی، یا حتی تب خفیف بدون شواهد کمآبی شدید، هیچکدام جزء اندیکاسیونهای تزریق سرم محسوب نمیشوند.
جایگزین بیخطر، مؤثر و ارزان برای این موارد، همان راهکار ساده اما طلایی است: استراحت کافی، مصرف مایعات خوراکی گرم مانند سوپ و آبمیوه طبیعی، و در صورت نیاز به جبران املاح، استفاده از او آر اس خانگی (محلول آب، نمک و شکر) که هم ایمنتر است و هم هیچ عارضه تزریقی به دنبال ندارد.
باید خاطرنشان کرد که هر بار سوزن به رگ بیمار تزریق میشود، یک ریسک غیرضروری پذیرفته شده است. ریسک عفونت، التهاب ورید، واکنش آلرژیک یا خطای انسانی در ترکیب سرم و دارو.
شاید برای جامعه این باور دیرینه تغییر ناپذیر به نظر برسد، اما وظیفه رسانهها و کادر درمان این است که بارها و بارها تکرار کنند: «سرم معجزه نمیکند، گاهی قاتل است.
نجات منابع و تختهای تزریق برای بیمارانی که واقعاً به آن نیاز دارند، فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ یک ضرورت درمانی و یک مصداق بارز عدالت در سلامت است.