کد مطلب : ۲۴۱۷
plusresetminus
صنعت داروی ایران در سال‌های اخیر با دو معضل جدی دست‌وپنجه نرم می‌کند. از یک سو تحریم‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی، تأمین مواد اولیه دارو را با نوسانات قیمت و کمبودهای مقطعی مواجه کرده است.
طراحی مدل یکپارچه برای مدیریت زنجیره تأمین دارو؛ راهکاری برای کاهش وابستگی به واردات و مدیریت پسماندهای دارویی
سمیرا ابراهیمی دانشجوی دکتری مهندسی صنایع دانشگاه خوارزمی

صنعت داروی ایران در سال‌های اخیر با دو معضل جدی دست‌وپنجه نرم می‌کند. از یک سو تحریم‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی، تأمین مواد اولیه دارو را با نوسانات قیمت و کمبودهای مقطعی مواجه کرده است. از سوی دیگر، پسماندهای دارویی که از خطوط تولید، داروخانه‌ها و حتی منازل مردم وارد چرخه محیط زیست می‌شوند، به یکی از دغدغه‌های جدی مسئولان محیط زیست تبدیل شده است.
آنچه در نگاه اول شاید کمتر به چشم بیاید، پیوند عمیق میان این دو مسئله است. آیا می‌توان پسماندهای دارویی را نه به عنوان یک دردسر، بلکه به عنوان منبعی برای تأمین بخشی از مواد اولیه مورد نیاز صنعت دارو دید؟ پاسخ به این پرسش، محور اصلی یک مدل جدید است که توسط پژوهشگران مهندسی صنایع طراحی شده است.
در این مدل جدید، زنجیره تأمین دارو از دو شبکه به هم پیوسته تشکیل می‌شود. شبکه اول، جریان مواد اولیه را از تأمین‌کنندگان تا خطوط تولید مدیریت می‌کند.
در این شبکه، تأمین‌کنندگان به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم می‌شوند. تأمین‌کنندگان داخلی با ریسک پایین‌تر و زمان تحویل کوتاه‌تر، اما گاهی با کیفیت متغیر در کنار تأمین‌کنندگان خارجی قرار می‌گیرند که کیفیت بالاتری دارند اما به دلیل تحریم‌ها و نوسانات ارزی، ریسک تأمین آنها بالاست. شبکه دوم اما مسئول مدیریت پسماندهای دارویی است.
پسماندها از سه جا جمع‌آوری می‌شوند: خطوط تولید، مراکز توزیع و داروخانه‌ها، و همچنین شبکه جمع‌آوری پسماند شهری. این پسماندها پس از جمع‌آوری، بر اساس نوعشان دسته‌بندی می‌شوند. برخی از آنها مستقیماً بازیافت می‌شوند، برخی دیگر با فرآیندهای خاص، مواد مؤثره آنها استخراج می‌گردد و باقی مانده هم به روش‌های ایمن امحا می‌شوند. نکته مهم اینجاست که مواد بازیافتی و احیا شده از شبکه دوم، می‌توانند دوباره به عنوان مواد اولیه به شبکه اول برگردند.
این یعنی پسماند، از یک مسئله هزینه‌زا به یک منبع تأمین تبدیل می‌شود.
مدل جدید سه هدف را به طور همزمان دنبال می‌کند. اول اینکه هزینه‌های کلی کاهش پیدا کند. این هزینه‌ها فقط شامل خرید مواد اولیه نمی‌شود، هزینه‌های نگهداری در انبار، هزینه‌هایی که از کمبود داروهای حیاتی به جامعه تحمیل می‌شود و همچنین هزینه‌های جمع‌آوری و بازیافت پسماند هم در این محاسبه لحاظ می‌گردد. دومین هدف، افزایش تاب‌آوری زنجیره تأمین است. یعنی سیستم بتواند در برابر شوک‌هایی مثل قطع ناگهانی یک مسیر وارداتی، مقاومت کند و دچار اختلال نشود. این تاب‌آوری با شاخص‌هایی مثل میزان استفاده از منابع داخلی، تنوع تأمین‌کنندگان و ذخیره‌های راهبردی سنجیده می‌شود. سومین هدف هم کاهش اثرات زیست‌محیطی است. یعنی کمتر پسماندی وارد محیط زیست شود، حمل‌ونقل‌ها بهینه گردد و ردپای کربن صنعت دارو کاهش پیدا کند.
تجربه سال‌های اخیر نشان داده که نگاه جزیره‌ای به مسائل صنعت دارو، نه تنها هزینه‌ها را بالا برده، بلکه سیستم را شکننده‌تر هم کرده است. در دوره‌هایی که واردات مواد اولیه با مشکل مواجه شد، شرکت‌هایی که از قبل سیستم بازیافت پسماند خود را راه انداخته بودند، توانستند بخشی از نیاز خود را از همین طریق تأمین کنند و خطوط تولیدشان متوقف نشد.
از طرف دیگر، آمارها نشان می‌دهد که حجم پسماندهای دارویی در کشور قابل توجه است. داروهای تاریخ‌گذشته در انبارها، داروهای مصرف‌نشده در خانه‌ها، و ضایعات خطوط تولید، همگی می‌توانند منابع ارزشمندی باشند اگر مدیریت صحیحی روی آنها انجام شود. علاوه بر این، با توجه به محدودیت‌های ارزی و تحریم‌ها، هر اقدامی که وابستگی به واردات را کاهش دهد، می‌تواند به امنیت دارویی کشور کمک کند. بازیافت و احیای مواد مؤثره از پسماندها، دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کند.
اجرای این مدل در سطح صنعت، نیازمند فراهم شدن چند شرط اساسی است. اولین و مهم‌ترین شرط، ایجاد یک سامانه اطلاعاتی یکپارچه است که بتواند همزمان جریان مواد اولیه از تأمین‌کنندگان تا خطوط تولید و جریان پسماند از منابع مختلف تا مراکز بازیافت را رصد کند. دوم، توسعه فناوری‌های بازیافت و احیای مواد مؤثره در داخل کشور است.
در حال حاضر بخشی از پسماندهای دارویی که قابلیت بازیافت دارند، به دلیل نبود فناوری مناسب یا صرفه‌ناپذیری اقتصادی، دفن یا سوزانده می‌شوند. سوم، تنظیم مقررات و ارائه مشوق‌های اقتصادی به شرکت‌هایی که به سمت اقتصاد چرخشی حرکت می‌کنند. این مشوق‌ها می‌تواند شامل معافیت‌های مالیاتی، تسهیلات بانکی با نرخ سود پایین‌تر یا اولویت در تخصیص مواد اولیه وارداتی باشد.
پژوهشگران این طرح تأکید دارند که مدل طراحی شده، با شرایط خاص صنعت داروی ایران کاملاً منطبق است. محدودیت‌هایی مثل ظرفیت تولید داخلی، محدودیت‌های واردات، استان
داردهای کیفی سازمان غذا و دارو و الزامات زیست‌محیطی در این مدل پیش‌بینی شده است. همچنین مدیران صنعت دارو می‌توانند با توجه به شرایط و اولویت‌های شرکت خود، ترکیب مناسبی از اهداف هزینه‌ای، تاب‌آوری و زیست‌محیطی را انتخاب کنند. برای مثال در شرایط بحرانی که تأمین داروهای حیاتی در اولویت است، می‌توان با افزایش ذخایر راهبردی و تنوع بخشی به منابع تأمین، تاب‌آوری را افزایش داد، حتی اگر هزینه‌ها کمی بالاتر برود.
گذار از زنجیره تأمین خطی به زنجیره تأمین چرخشی در صنعت دارو، به گفته کارشناسان، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است. تحریم‌ها، محدودیت منابع و الزامات زیست‌محیطی، همه در یک جهت حرکت می‌کنند.
مدل یکپارچه مدیریت زنجیره تأمین دارو نشان می‌دهد که پسماندهای دارویی، اگر در چارچوبی هوشمندانه مدیریت شوند، می‌توانند از یک مسئله هزینه‌زا به منبعی برای افزایش تاب‌آوری و کاهش وابستگی به واردات تبدیل شوند.
تحقق این مهم، نیازمند همکاری نزدیک میان شرکت‌های داروسازی، سازمان غذا و دارو، سازمان حفاظت محیط زیست و نهادهای سیاست‌گذار است. اما گام نخست، تغییر نگاه است؛ نگاهی که در آن تأمین و پسماند، دو روی یک سکه به شمار می‌آیند، نه دو مسئله جدای از هم.
انتهای یاداشت
https://sedayesanatgar.ir/vdcf.yd0iw6djegiaw.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما